الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

461

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

پروردگارا ! از كسانى كه او را محروم كردند و از جايگاه هجرتش و حرم رسول خدا تبعيد كردند ، انتقام بگير . » ( 1 ) ما همگى دست بر آسمان بلند كرديم و گفتيم : آمين ، آمين . آنگاه همسرش گوسپندى را كه پخته بود آورد و گفت : اى مردم صالح ! ابو ذر شما را سوگند داده است كه تا غذا نخورده‌ايد ، پراكنده مشويد . ما غذا خورديم و به راه افتاديم . ( 2 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : ابو ذر به حضور پيامبر ( ص ) رسيد و در آن هنگام جبريل هم در محضر ايشان بود . جبريل گفت : اى رسول خدا ! اين كيست ؟ فرمود : ابو ذر است . جبريل گفت : همانا او در آسمان شناخته‌شده‌تر از زمين است . ( 3 ) همان حضرت فرموده است : عثمان دو تن از وابستگان خود را همراه دويست دينار پيش ابو ذر فرستاد و به آنان گفت : پيش او برويد و به او بگوييد ، عثمان سلامت مىرساند و مىگويد : اين دويست دينار است . آن را در امور خود به مصرف برسان . ابو ذر گفت : آيا عثمان به كس ديگرى از مسلمانان همچنين پولى داده است ؟ گفتند نه . گفت : من هم مردى از مسلمانانم . آنچه براى ديگران است ، براى من هم خواهد بود . گفتند : عثمان مىگويد اين از مال حلال خود من است و سوگند به خدايى كه پروردگارى جز او نيست آن را با حرام مخلوط نكرده‌ام و از راه حلال براى تو فرستادم . ابو ذر گفت : مرا نيازى به اين نيست كه امروز از توانگرتر مردمم . آن دو گفتند : خدايت به سلامت دارد و كارهايت را روبراه فرمايد ، ما كه در اين خانهء تو هيچ چيز از كم و بيش نمىبينيم كه از آن بهره ببرى . گفت : نه ، زيرا اين پارچه ( جل ) گردهء نان جوى است كه چند روز است به حال خود باقى مانده است . من با اين دينارها چه كار كنم ؟ نه ، به خدا سوگند نمىگيرم ، تا خداوند متعال بداند كه بر هيچ كم و بيشى قادر نيستم و من با ولايت و دوستى على بن ابى طالب و عترت او كه راهنمايان و هدايت‌شدگانند و به حق هدايت مىكنند و به آن مىپيوندند ، بىنياز و توانگرم . وانگهى از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : براى پيرمرد بسيار زشت است كه دروغ بگويد . اين دينارها را برگردانيد . ( 4 ) امام موسى بن جعفر ( ع ) فرموده است : ابو ذر مىگفته است ، هر كس دنيا و نعمت آن را ستايش كند ، من پس از آنكه دو گردهء نان جو داشته باشم كه يكى را در چاشت و ديگرى را در شام بخورم و دو پارچهء مويى داشته باشم كه يكى را ازار و ديگرى